آن روز خانه پدربزرگ کیانا شلوغ تر از همیشه بود و همه اعضای فامیل دور هم جمع شده و بچه ها سرگرم بازی بودند. مادر کیانا نخستین کسی بود که وارد اتاق شد و چشمش به تلویزیون قدیمی افتاد که ...